یک نیمکت ، یک آه

نوشته شده در چهارشنبه 1392/10/18ساعت 7:7 توسط آرزو(باران)|

 

 

این روزها


 شاد نیستم


 غم را هم نمی شناسم


 بایدروحی از سنگ در من حلول کرده باشد


 اما باز نمیدانم


 چرا این سنگ


 گاهی آب میشود

آرزو پناهی

نوشته شده در پنجشنبه 1392/05/03ساعت 18:13 توسط آرزو(باران)|

نوشته شده در سه شنبه 1392/03/21ساعت 21:42 توسط آرزو(باران)|

فاصله عشق تا نفرت 15 دقیقه است پس در ان دقایق بهتر است به عشق اندیشید تا عمری با نفرت سپری نشود.

ا.باران

نوشته شده در چهارشنبه 1392/01/07ساعت 16:18 توسط آرزو(باران)|

نوشته شده در شنبه 1391/12/19ساعت 17:46 توسط آرزو(باران)|

گریه سهم دل تنگه

نوشته شده در پنجشنبه 1391/11/05ساعت 15:31 توسط آرزو(باران)|

 

چه پیشت آمده نغمه خوان صبور من؟
چه پیش ات آمده از کدام سو با چه نام؟
چه پیشت آمده که آرزوی آرام بودن را می ستانی از من؟
چه پیشت آمده
که تب شبانه ام را احساس توست پدیداری اش؟
وای بر من وای بر من
طبیب من وای بر من
گورم را نشانم ده
بگذار نبینم این چنین پیش آمده ات را !

نوشته شده در دوشنبه 1391/11/02ساعت 10:55 توسط آرزو(باران)|

 

 

آنچه می بینم
دست هایِ چروکیده ی ِیک زن است
عمق نگاهی که گرگ و میش دیده
خاطرات صندوقچه خاک خورده را وجب میزند
تا میراث جوانی را سوگواری کند
...
اشکی می چکد
گونه ای چروک شور ه می زند
آرام می گوید:
جوانی کجایی؟
رد پایت را باد برد
وزمزمه ای سرد
.
رعنا گل رعنا


آرزو پناهی
نوشته شده در شنبه 1391/10/30ساعت 8:35 توسط آرزو(باران)|

 

 

نه لبی ست برای لبخند

و نه بهانه ای حتی

باران را لبخند

حکایتی ست از شرع و شراب

حرام،حرام،حرام

 

آرزو

نوشته شده در جمعه 1391/10/29ساعت 21:34 توسط آرزو(باران)|

نوشته شده در پنجشنبه 1391/10/21ساعت 11:50 توسط آرزو(باران)|

نوشته شده در یکشنبه 1391/10/17ساعت 20:23 توسط آرزو(باران)|

میدانم که می دانی
چشمهایت هم، چشمهایم را
خوب می فهمد 
عاشق شده است

نزدیک بیا نترس
برق این نگاه
تو را نخواهد گرفت

مُرده اَم

آ.باران

 

نوشته شده در یکشنبه 1391/09/26ساعت 22:22 توسط آرزو(باران)|

حراجت کردم ای آیینه دل

که با تغییر یک نقطه

جراحت بر تنت افتاد

آ.باران

نوشته شده در پنجشنبه 1391/09/16ساعت 11:29 توسط آرزو(باران)|

نوشته شده در سه شنبه 1391/09/14ساعت 1:28 توسط آرزو(باران)|

 

چشمهایت را باز کن
شهر
شهر گربه هاست

آ.بارن

نوشته شده در یکشنبه 1391/08/21ساعت 21:26 توسط آرزو(باران)|

 

با عرب بیگانه ایم
با عجم بیگانه تر؛
گُلی که بر سرِ ما زد
آتشی بود

این گلنار!

آ.باران
نوشته شده در یکشنبه 1391/08/21ساعت 21:21 توسط آرزو(باران)|

 


 

 
کِز کرده در کُنج دیوار
تصور یک دیوانه
بزرگ بینان دیروز
افسردگان امروز
تجسم كدام آيينيم؟
...
كدام توازن/
قربانيان خرافاتيم
در برهوت تدبیری نداشته
موجودیت گلایه مند
همین مارا بس
شايد بايد ملخ بود و باغ جَوید

آ.پ
نوشته شده در شنبه 1391/08/20ساعت 10:59 توسط آرزو(باران)|

 

یادداشتهایم را ورق میزنم

به ترتیب تاریخ

ظهور افکار متفرقه

نظریه های من در آوردی

اقرارهای من

انکارهای محسوس تو

اسیر کشیدن کشدار یک نفسیم

یادمان نیست

وارثان عشق و آب و آیینه بودیم

یادمان نیست

حیران یک حادثه ایم

باید حدودی دید

حقوقی قائل شد

برای نظریه های  نوظهور

 بی انحراف

حقوقم را بدان

حدودت را می شناسم

-آبانیا- !!

 

 

آ.باران
نوشته شده در پنجشنبه 1391/08/18ساعت 11:30 توسط آرزو(باران)|

 

انگار تنت می خارد

کَس نخارد پشت تو

ناخن بلند کن

 

آ.باران

 

نوشته شده در پنجشنبه 1391/08/18ساعت 10:40 توسط آرزو(باران)|

دوزَندگی را خوب بلدی

بیا

دو زندگی را بهم بدوز

 

آ.باران

 

نوشته شده در پنجشنبه 1391/08/18ساعت 10:39 توسط آرزو(باران)|

عجب دارچینی ست

سرت را بپا

آ.باران

 

نوشته شده در پنجشنبه 1391/08/18ساعت 10:37 توسط آرزو(باران)|

 

بیا پناه ببریم به سقف کبود

من باشم و تو و این حس خوابیده در سکوت

پیکی بزنیم به سلامتی نزول آسمان

بر سفیدی بی دریغ کاغذ

با مدادی کوتاه

اشکالی می کشم

بی هدف ،بی انحنا ،بی زاویه

شبیه به افکاری که دیده نمی شود

در تنهایی این اتاق

می خواهم ترانه بنویسم

با زبان سکوت

ترانه ای

به نام تو

((آبانیا))!

 

 آ.باران

 

نوشته شده در سه شنبه 1391/08/09ساعت 1:32 توسط آرزو(باران)|

مدادی سرگردان

برگ سفید غمگین


و باز این صفحه مجازی

رمز ورود به تو را فراموش کردم


آ.باران

نوشته شده در دوشنبه 1391/08/08ساعت 8:12 توسط آرزو(باران)|

فرقي نمي كند
اول اين واژه
الف باشد يا نون
ذهنت را درگير الفبا نكن
من به " نفرين " تو هم دلخوشم

آ.باران

نوشته شده در پنجشنبه 1391/07/27ساعت 13:10 توسط آرزو(باران)|

چه کردی
که هر از گاهی
به اندازه تمام روزهای پاییزی ام
دلم برایت تنگ می شود
لطفا شاعر

در میان رویاهایت باران را سر بکش

آ.باران
نوشته شده در پنجشنبه 1391/07/27ساعت 12:57 توسط آرزو(باران)|



      قالب ساز آنلاین